تولد چهارسالگي عزيزدلم
سلاااااام ماماني
براي چهارمين بار قشنگ ترين روز سال رسيييييد ......... هورااااااا ........ تولدت مبااااااارك عشقم
آخه من عاشق تاريخ بيستم ارديبهشتم، چه روزي مهم تر و زيباتر از روزي كه تو اومدي پيشم، عطر تنت كه خود خود خود بهشته رو بوييدم، اون دست و پاي نرم و كوچولوت رو نوازش كردم، اون صورت پنبه ايت كه هنووووز هر بار نگاه كردن بهش قند تو دلم آب ميكنه، اون صداي معصومانه ت كه آرامش محضه، با بزرگ تر شدنت هر بار كه مامان صدام ميكني همه ناراحتي ها و مشكلاتم يك باره نابود ميشن، آخه تو چه قدرتي داري جوجهههه، چطوري ميتوني به تنهايي دليل خوشبختيم باشي، زنده بودنم به نفس هاي تو بنده، خوشحاليم تو سلامتي تو خلاصه ميشه و همه خواسته م از خدا شادي و موفقيت توئه همه زندگي من ![]()
![]()
![]()
امسال تولدت رو تو مهدكودك كنار دوستات گرفتيم با تم انتخاب توسط خودت، تم ماشين يا مك كويين
صبح زود اومدم مهد و اتاق تولد رو با بادكنك و ريسه هاي مطابق تم تزيين كردم، يه كيك خيلي خوشگل هم سفارش داده بودم كه شكل ماشين بود و خيلييي دوسش داشتي. مامان جون هم مطابق هر سال زحمت كشيد اومد مهد تا تو تولدت كنارت باشه و برات يه كارت هديه تپل هم كادو آورده بود، دستشون درد نكنه ![]()
![]()
![]()
كلي با دوستات دست زدين و شادي كردين و عكس انداختين، البته كه مدام حواست بود كسي به وسايل روي ميز و تزيينات دست نزنه و به محض اينكه كسي نزديك ميشد يادآوري ميكردي تولد منه!!! ![]()
![]()
![]()
من و بابايي به عنوان كادو برات يه كره زمين خريده بوديم كه كشور و شهرمونو توش ببيني و كم كم با بقيه كشورها هم آشنا بشي كه خيلي دوسش داشتي. دايي جون و زندايي جون هم زحمت كشيدن برات يك كارت هديه خريده بودن و دستشون درد نكنه ![]()
از اونجايي كه امسال تو خونه تولد نگرفتيم يه جشن تولد گروهي تو يه موسسه برگزاري اينجور جشن ها ثبت نام كرديم كه من و شما و مامان جون رفتيم، اونجا هم مراسم شاد و جالبي داشتن، تجربه خيلي خوبي بود و كلي عكس هاي خوشگل هم انداختيم.
در چهار سالگي وزنت حدود 15/5 كيلو و قدت 94 سانتي متره عزيزم. غذاهاي مورد علاقه ت: ماكاروني، خورشت قيمه، چلوگوشت، لازانيا، كباب تابه اي هستن. كلا پلو رو با خورشت زياااد و غذاهاي نوني رو هم با سس يا ماست دوست داري. از ميوه ها معمولا فقط خيار رو دوست داري و تمام تلاش هاي من و هم تيمي هام (
) در ميوه دوست كردنت تا اينجا تاثير چنداني نداشته! بازي هاي مورد علاقه ت: قلقلك بازي، قايم موشك، بپر بپر، دنبال بازي و ... هستن (به گل يا پوچ ميگي گل آي پوچ!) درر كل از هرررر نوع بازي اي استقبال ميكني،جوري عاشق بازي كردني كه قابل توصيف نيس
عاشق مسافرت شدي و هر چند وقت ميگي مامان بريم مسافرت؟ قول ميدم پسر خوبي باشم، بريم؟؟ وقتي هم ميريم مسافرت همش نگران برگشتمون هستي، مدام ميپرسي كي برميگرديم؟ تا حاضر ميشيم بريم بيرون ميگي ميخوايم برگرديم تهران؟؟؟
يه مدت گير داده بودي برام لاك بزني، از تو اصرااااار از من انكااااار
يهو گفتي مگه دختر نيستي شما؟ بايد لاك بزني. گفتم آخه ميخوام نماز بخونم مامان جان، گفتي خب نميخواي لاك بزني چرا اينهمه خريدي پس؟ ![]()
يه روز سر غذا بهم گفتي مامان واقعا دستپختت عاليه آخه قربون محبتت بشم من فسقلي جونم. سرما خورده بودي و من خيلي ناراحت بودم اومدي پيشم گفتي ماماني ناراحتي نداره كه، مريض ميشم دوباره خوب ميشم ... مثل شب كه روز ميشه دوباره شب ميشه!!! فداي استدلالتم پسرم
خيلي كم پيش مياد با گوشي يا تبلت بازي كني چون هم من اجازه نميدم هم خودت بازي هاي هيجاني و بدو بدويي رو خيلي بيشتر دوست داري، يه موقع هايي كه بازي ميكني بعد از چند دقيقه خودت ميذاري كنار ميگي چشمم ضعيف ميشه
![]()
يه روز گفتي مامان من دوست دارم شهيد بشم مثل اونكه تو شعر جمهوري اسلامي ميخونه!!
آخه به قول خودت اين حرفا چيه؟؟؟


تولد چهارسالگي عزيزدلم
